همین لحظه همین ساعت همین امشب که تاریکی همه شهرو به خواب برده یه سایه رو تن دیوار این کوچست...
تویی و یک سبد گلهای پژمرده ...
همه دنیا به چشم تو همین کوچست...
هوای هر شبت یلدایی و سرده کجاست اون ناجیه افسانه ی دیروز...
جوونمرده محل ما ....چه نامرده ! ! !
آهنگ پاییز را دوست دارم
با تمام آشفتگی هایش ...
چند روزی ست که حس مبهمی مرا به سکوت دعوت میکند
همیشه در انتظار آمدنش این چنین بی تاب می شوم ... اما خموش
پاییــــــــز من نزدیک است
فصلی که تمامی روزهــــایش بوی بــــاران می دهد.....!!!
و من....به انتظار لحظه لحظه ی روزهای پاییــــزی و بارانی ام نشسته ام!
گفتی : سالهای سرسبزی ِ صنوبر را، فدای فصل ِ سرد ِ فاصله مان نکن! من سکوت کردم! گفتی : یک پلک نزده ، پرنده ی پندارم از بام ِ خیال تو خواهد پرید! من سکوت کردم! گفتی : هیچ ستاره ای، دستاویز ِ تو در این سقوط ِ بی سرانجامم نخواهد شد! من سکوت کردم! گفتی: دوری ِ دستها و همکناری ِ دلها، تنها راه ِ رها شدن است! من سکوت کردم! گفتی : قول می دهم هر از گاهی، چراغ ِ یاد ِ تو را در کوچه ی بی چنار و چلچله روشن کنم! من سکوت کردم! سکوت کردم ، اما دیگر نگو که هق هق ِ ناغافلم را از آنسوی صراحت ِ سیم و ستاره نشنیدی!
پیاده آمده ام بی چارپا و چراغ ، بی آب و آینه بی نان و نوازشی حتی تنها کوله یی کهنه و کتابی کال و دلی که سوختن شمع نمی داند کوله بارم ......... پر از گریه های فروغ است ، پر از دشتهای بی آهو پر از صدای سرایدار همسایه که سرفه های سرخ سل از گلوگاه هر ثانیه اش بالا می روند پر از نگاه کودکانی که شمردن تمام ستارگان ناتمام آسمان هم آنها را به خانه ی خواب نمی رساند می دانم کوله ام سنگین و دلم غمگین است اما تو دلواپس نباش ! نیامدم که بمانم تنها به اندازه ی نمباره یی کنارم باش تمام جاده های جهان را به جستجوی نگاه تو آمده ام پیــــــــــاده باور نمی کنی ؟ پس این تو و این پینه های پای پیاده ی من حالا بگو در این تراکم تنهایی مهمان بی چراغ نمی خواهی ؟
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
بگذار تا بگويم
تقدير لا
اباليست
و آدرس
honor.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.