بگذار تا بگويم تقدير لا اباليست

بگذار تا بگويم تقدير لا اباليست

عكس و متون ادبي

اعتراف

من نمی‌فهمم چرا هیچ کس برنمی دارد بنویسد از مردهــا...
از چشم‌ها و شــانه‌ها و دستهایشــان
از آغوششان ، از عطر تنشـان، از صدایشــان...
پررو می‌شوند؟
خب بشوند.
مگر خود ما با هر دوستت دارمی تا آسمـان نرفته‌ایم؟ مگر ما به اتکــاء همین دست‌ها
همین نگاه‌ها ، همین آغوشهـا ، در بزنگاههای زندگی
سرِپا نمانده‌ایم؟...
من بلد نیستم در سـایه، دوست داشته باشم ، من می‌خواهم خواستنم گوش فلک را کر کند.
من می‌خواهم
مَردَم
دلش غنج بزند ازاینکه بداند عشقـش دوستش دارد.....!



نظرات شما عزیزان:

mohammad ali bagherian
ساعت22:01---21 خرداد 1391
یعنی عالی بود..مرسی

گل باقالی
ساعت5:47---20 خرداد 1391
خیلی شجاعت داری من هم متقابلا همین حس رو به زنها دارم ولی هیچ وقت نه به زبون اوردم و نه جایی نوشته ام-ما انسانها اصلا موجودات پیچیده ی نیستین همه ما دلمون میخواد دوستمان داشته باشند و دوست بداریم و این کاملا طبیعیه من خودم بارها در رویا اغوش گرم زنانه ای را تجسم کرده ام و یا دستهای ظریفی که نوازشم میکنند

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





نویسنده: هدي آذر نوش ׀ تاریخ: جمعه 19 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-PostCategory-> ׀

درباره وبلاگ

این آینده کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرام دیدارش کردم!!!


لینک دوستان

لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

CopyRight| 2009 , honor.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By: NazTarin.COM