بگذار نگاهت کنم
به چشمانم بنگر انبوه دردم را حس میکنی
مفهوم نگاهم را درک میکنی
نه,نه,چشمانت رانبند,اشک نریختم که رو برگردانی,نگاهم کن
بگذار جاری شود ازچشمانی که لبریز است
صبر کن طاقت بیار چشمانت را نبند,میخندم برایت
میخواهم که بمانی ,میخندم شاید اینگونه بخوانی هجوم تنهایی سردم را
چرا؟چرا حال رو برمیگردانی من که خندیدم ,بگذار نگاهت کنم
بگذار نگاهت کنم
حال تو میگریی؟اخرچرا؟
بگو من چه کنم؟من که خود از تو خواستم رو برنگردانی و نگاهم کنی حال با این چشمان گریان تو چه کنم!
اشک نریز نمیخواهم رو برگردانم
میخواهم نگاهت کنم
نظرات شما عزیزان:
|